شمس الدين محمد بن محمود آملي

213

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

آفت بدان نرسد . و اگر بر گل نهد و گل را به آب حل كند و در حوالى خانه موريا كيك بريزد همه از آنجا بيرون روند . و اگر بر شمع سفيد نهد و بر زنيكه آبستن نشود بياويزد آبستن شود . و اگر آن انگشتر را در آب بجوشاند و بزنيكه بار بدشخوارى نهد به دو دهند تا بياشامد در حال فرزند ازو جدا شود . و اگر مهر او بر تختهاى رصاص نهند و در چهار گوشه كشت زار آن تختها را دفن كنند هيچ آفتى بدان كشت نرسد . و اگر از شكر و زعفران قرصها بسازند و آن مهر را بر آنجا نهند و هر بامداد از آن تناول كند هر چه بشنوند ياد گيرند . و اگر گوسفند را مرضي بديد آيد آنمهر را بر پيه گوسفند نهند و بر گردن قايد گوسفندان يعنى پيشرو ايشان بندند هيچ آفت بدان گوسفندان نرسد و در گاو همچنين الا مهر بر گاو بايد نهاد . و اگر كسى خواهد كه زن او يا غير او او را دوستدارد آنمهر را بر گل نهد و اين آيه كه : وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها يَتَفَكَّرُونَ . برو خواند و آن را در آنيه كه آب خورند اندازند هر كه از آن آب بخورد او را دوستدارد . و اگر آن مهر بر سرمه نهد و بنام آنكه خواهند در چشم خود كشد و در برابر او بايستد در ساعت پيش او آيد . و اگر بر گل نهد و در موضعيكه او بر آنجا نشيند دفن كند آن كس از عشق او بيقرار شود . و اگر خواهد جنيان با او سخن گويند و دوست او شوند در شب آنخاتم را از حقه بيرون آرد و بگويد :